X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



نشانه ها
نشانه ها
نشانه شهری عناصر طبیعی مصنوعی    نشانه، عنصر طبیعی یا مصنوعی است که به لحاظشکل و عملکرد با محیط اطراف متفاوت بوده و جهت القای حس مکان و  کالبدی ارزش های معنایی و ِ هدایت گری ب

نشانه ها

1396/11/3 | نسخه قابل چاپ | نویسنده : اکبر فرید

   نشانه، عنصر طبیعی یا مصنوعی است که به لحاظ شکل و عملکرد با محیط اطراف متفاوت بوده و جهت القای حس مکان و  کالبدی ارزش های معنایی و ِ هدایت گری برای شهروندان مورد استفاده قرار می گیرد. تقویت کردن این عناصر، به عنوان نمود فرهنگی جامعه، می تواند موجبات ارتقای تصویر ذهنی شهروندان و خوانایی فضای شهری را فراهم کند. گام اول برای تقویت نشانه های موجود، بازشناسی آن ها از میان سایر عناصر شهری است. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر، یافتن معیارهای کالبدی تاثیرگذار در نشانه شدن یک عنصر در فضاهای شهری است. یافته های به دست آمده از مبانی نظری و پرسش نامه ای که توسط متخصصین پاسخ داده شد؛ نشان داد که معیارهای مذکور به دو دسته اصلی «تمایز نسبت به بافت اطراف» و «دلالت مشترک میان کاربران» تفکیک می شوند. نتایج حاصل از بررسی معیارهای فوق، متغیرها و روابط متقابل آن ها در جدولی معرفی شده است. این جدول می تواند به عنوان مبنایی برای امتیازدهی و سنجش میان عناصر مختلف در فرم شهری برای بازشناسی نشانه از میان آن ها مورد استفاده قرار گیرد. رفتار انسان در شهر، وابسته به میزان درک و شناخت او نسبت به محیط است. پدیدۀ ادراک، فرآیندی ذهنی است که در طی آن تجارب حسی، معنی دار می شود و از این طریق، انسان هنگامی معانی اشیا را در می یابد ، که انسان سعی می کند فضای شهری را درک کرده، با آن تعامل کند و راه خود در آن بیابد؛ در حقیقت به این معناست که ذهن وی تلاش می کند تصویری روشن، به هم پیوسته و منسجم از کل شهر تهیه کند. یکی از عوامل شکل دهنده ی این تصویر، نشانه ها هستند. بنا ها، فضا های فرهنگی، عرصه های اجتماعی و در حالت کلی، هر عنصری که به طرز مطلوبی شاخص باشد و بستر مناسبی را برای شکل گیری رویدادهای جمعی و ثبت خاطره های جمعی شهروندان فراهم آورد؛ می تواند یک نشانه ی شهری باشد. در شهرهای گذشته، ابنیه و فضا هایی همچون بازار، گره ها و پاتوق ها، به عنوان تفرجگاه- های فرهنگی، نقشی همچون نشانه های شهری داشتند و با کمکی که به شکل گیری تصویر ذهنی دقیق و روشنی از شهر می کردند؛ موجب افزایش خوانایی و شکل بخشی به هویت کالبدی فضای شهری می شدند. امروزه این بناها، جای خود را به ساختمان های غیرعمومی  شکلی یکسان دارند. ًبلندمرتبه ای داده اند که در اکثر شهرها، غالبا همخوان نبودن این بناها با ذائقه ی کارکردی ساکنین شهر، یکسانی و عدم تنوع در فضاهای شهری و مسائلی نظیر آن، سبب کاهش خوانایی شهرها شده است(بنتلی, در فضاهای شهری، امکان تشخیص و درک محیط توسط ناظران را به حداقل می رساند و مشکلاتی در مقیاس های متفاوت، از عدم  ،احساس امنیت تا بی هویتی برای شهروندان، ایجاد می کند(حقگویی ). از آن جایی که خوانایی، یکی از مهم ترین کارکردهای:) کاهش آن می تواند تهدیدی جدی برای هویت شهرها به شمار آید. بنابراین، تقویت و پررنگ تر کردن نشانه های موجود، در کنار راه کارهای مناسب دیگر، می تواند خوانایی شهرها را تقویت نموده و موجبات تداوم هویت شهری در آن ها را فراهم آورد. بر این اساس، هدف مقاله حاضر، شناخت مفهوم نشانه ی شهری(به عنوان یکی از ارکان سیمای شهر) و چگونگی بازشناسی آن از میان سایر عناصر شاکله ی فرم شهری است.  شهر، یک مفهوم انتزاعی و ذهنی نیست؛ بلکه، نوع خاصی از سازمان یافتگی زندگی اجتماعی در انطباق با فضا است. به همین دلیل، سرشار از معنا، واقعیت های کالبدی و تجربه های انسانی بوده و رابطه عاطفی عمیقی با انسان برقرار می کند. انسان ها، با توجه به ویژگی های فیزیولوژیکی و اجتماعی خود، مانند سن، جنس، طبقه اجتماعی، قومیت، ملیت، تخصص و مانند آن، اطلاعات دریافت شده خود از محیط را منظم کرده و تصویری از شهر در ذهن خود ایجاد می کنند. تصویری که پایه و اساس هر گونه کنش و واکنش فرد با محیط ). برای این که محیط کالبدی بتواند به: (پاکزاد،7می گردد ایجاد این تصویر کمک کند؛ باید خوانایی داشته باشد (بنتلی، ). خوانایی، کیفیتی است که موجبات قابل درک شدن محیط را فراهم می کند. اگرچه خوانایی به هیچ روی تنها صفت یک شهر  اندازه، زمان ِخوب نیست؛ اما، اگر محیط زندگی آدمیان به مقیاس و پیچیدگی شهر مورد ملاحظه قرار گیرد؛ این عامل اهمیت خاصی  در مطالعات کوین لینچ می یابد(لینچ, نشان داد که یکی از عناصر اصلی سازنده ی تصویر ذهنی، که می تواند موجبات خوانایی را فراهم کند؛ نشانه ها هستند. مجموعه ی نشانه های شهری، بخش ثابت و قابل اتکایی از تصویر ذهنی شهروند از شهر را تشکیل می دهند. از آن-جایی که خوانایی، یکی از کارکردهای )؛ تداوم نشانه های هویت است(لینچ به نقل از دانشپور, شهری درطول تاریخ، با کمک به افزایش خوانایی، بخشی از هویت هر شهر را بازنمایی کرده و می تواند مبنای رشد و توسعه آتی شهر واقع شود. بنابراین، نشانه های شهری، با تداعی معانی و مفاهیم مشترک میان نسل های مختلف، به تداوم هویت شهری کمک می کنند. آن- ها در هر مقیاس و از هر نوعی که باشند؛ در واقع توانسته اند ارتباطی صریح و عمیق با مخاطب برقرار نموده و بخشی از هویت کالبدی -به تبع آن، هویت فردی شهروندان- باشند. این عناصر، به لحاظ شکل و عملکرد با محیط اطراف متفاوت بوده، قابل تشخیص و برجسته هستند و جهت القای حس مکان به شهروندان و هدایت گری آن ها مورد استفاده قرار می گیرند.    تا کنون مفاهیم کلیدی مربوط به تعریف نشانه های شهری و رابطه شهر و با آن ها، به طور خلاصه معرفی شد. از آن چه گفته شد؛ می توان این گونه نتیجه گرفت که شهری دارای هویت مطلوب و متداوم تلقی می شود که نشانه هایش به طرز مطلوبی شاخص و قابل شناسایی بوده و بستر لازم برای شکل گیری، حفظ و یادآوری خاطرات جمعی را فراهم کند. از این رو، چنان چه این نشانه ها در

ارتباط با ساختار شهر شکل گرفته و انتزاعی از سنت، معیشت، فرهنگ و روابط اجتماعی ساکنین باشند؛ می توانند در تصویر ذهنی نسل های  در حافظه ی جمعی شهروندان آن، ًمختلف ساکنین شهر و متعاقبا جای بگیرند. با این تعیبر، می توان  وجوه اصلی یک عنصر برای نشانه  در قالب موارد زیر بر شمرد. هریک از ًشدن در فضای شهری را اجمالا این وجوه، خود از طریق معیارهایی چند، قابل حصول است: الف. نمایانی، یا تمایز نسبت به بافت اطراف:    همان گونه که اشاره شد؛ انسان برای تعامل با محیط، از تصویر ذهنی استفاده می کند. می توان گفت که او با این تصویر ذهنی، نوعی بارگذاری معنایی بر همه  ی پدیده های شهری انجام داده و برای جا به جا شدن و مسیریابی در فضاهای شهری، از فرایند تفاوت یابی استفاده می کند. تفاوت عاملی است برای تشخص و هویت ). هر چه قدر یک عنصر، تفاوت و تمایز یافتن(فکوهي، بیشتری نسبت به عناصر اطرافش داشته باشد؛ پتانسیل بیشتری برای جای گرفتن در تصویر ذهنی تعداد زیادی از ساکنین، به عنوان یکی از نقاط مرجع، خواهد داشت. به این معنی که تمایز و تفاوت با عناصری که در اطراف قرار گرفته اند، موجبات وضوح آن عنصر در زمینه و امکان به یاد ماندن آن در ذهن ساکنین را فراهم می کند.   مطالعات لینچ نشان داد که این ویژگی توسط کیفیتی در عنصر پدید می آید که وی آن را «نمایانی» می نامد. مراد از این کیفیت، در واقع شکل، رنگ و سامانی است که ایجاد تصویری روشن و مشخص با بافتی مستحکم را از محیط زندگی آدمیان میسر می سازد. نمایانی زمانی اتفاق می افتد که اشیا نه تنها قابل رویت اند؛ بلکه، به شدت و به وضوح تمام خود را به تمام حواس آدمی عرضه می کنند. هنگامی که عنصری از وضوح و نمایانی بیش تر و کامل تری برخوردار باشد؛ ). خود را مشخص تر و قابل درک تر می سازد(لینچ, بیانی ساده تر، نمایانی در تئوری لینچ را می توان ترکیبی از توانایی  محیط در ارائه یک تصویر مشخص و توانایی شخص ِاجزای فیزیکی ناظر در انتخاب، پردازش، ذخیره، سازماندهی و معنی بخشیدن به .) تصویر به صورت ذهنی دانست(حبیب،    هر عنصر می تواند این نمایانی را با استفاده از ویژگی های فرمی در خود داشته باشد. از سویی دیگر چگونگی قرارگیری آن در کنار سایر عناصر نیز می تواند در به وجود آمدن یا تقویت کردن نمایانی موثر باشد؛ چنان که نشانه ای ضعیف در نقاط پراهمیت، بیشتر به یاد می ماند تا نشانه ای قوی در نقطه ای بی اهمیت(حقگویی, ). بنابراین یک عنصر برای این که تبدیل به نشانه ای   در فضای شهری بشود، باید هم از جنبه ی فرمی و هم از جنبۀ مکانی- فضایی شرایط لازم را دارا باشد. این بدان معنی است که این عناصر هم باید به جهت فرمی بیشترین حد از نمایانی را داشته

9 بازشناسی برخی نشانه ها در فضاهای شهری

باشند و هم به لحاظ محل قرارگیری در سازمان فضایی شهر شاخص و برجسته باشند. برای دستیابی به نمایانی از طریق هر دوی این جنبه ها باید به دنبال متغیرهایی بود که این جنبه ها را ایجاد می کند. لینچ در مطالعات خود، برای توضیح جنبه فرمی نشانه » را به کار برده و از واژه 9های شهری، واژه ی «منحصر بفردی » برای توضیح جنبه های مکانی- فضایی آن ها استفاده می کند(لینچ,    برای مشخص کردن متغیرهایی که نشان دهنده ی عوامل فرمی تاثیرگذار در نشانه شدن یک عنصر در شهر باشد؛ می توان از مفهوم   بهره برد. ویژگی هایی از فرم که می تواند در 11فرم و ویژگی های آن نشانه شدن عناصر یاری رسان باشند، شکل، ًایجاد نمایانی و متعاقبا اندازه، رنگ و بافت است. هر کدام از این عوامل می توانند در متمایز شدن عنصر از  بافت اطرافش موثر باشند. در این پژوهش از «تمایز فرمی» برای بیان تفاوت در شکل عنصر و «مصالح» برای بیان نوع بافت عنصر استفاده خواهد شد. در همین حال از «تمایز اندازه ای، ارتفاعی و رنگ به کار رفته در نمای بنا» نیز به عنوان متغیرهایی که می توانند پتانسیل های فرمی لازم را برای نشانه شدن یک عنصر در فضای شهری فراهم کنند؛ استفاده خواهد شد.   همان طور که گفته شد؛ علاوه بر عواملی که سبب ایجاد تمایز در فرم و کالبد بنا می شوند، عوامل زمینه ای دیگری وجود دارند که می توانند موجبات هرچه بیشتر شاخص و برجسته تر شدن یک عنصر را فراهم کنند. این عوامل با کمک به قرارگیری عنصر در محل مناسبی از ساختار فضایی شهر پتانسیل های لازم را برای جای گیری آن در تصویر ذهنی شهروندان فراهم می کنند. به نظر می رسد عوامل تاثیرگذار در مکان یابی یک عنصر می توانند همان عوامل مکانی- فضایی باشند. پورجعفر و منتظر الحجه عوامل مکانی- فضایی تاثیرگذار در افزایش نمایانی یک عنصر در بافت شهری را سه عامل می دانند: «محل قرار گیری عنصر، نحوه ی استقرار نوع ) منظور محور مجاور عنصر» (پورجعفر و منتظرالحجه, از محل قرارگیری عنصر در بافت آن است که هر عنصر در کدام قسمت از بافت شهر قرار گرفته است. بافت شهر را می توان از جهات جغرافیایی، تاریخی، اقتصادی، کاربری و... به قسمت های مختلف تقسیم کرد. نحوه ی استقرار یک عنصر در شهر نشان دهنده ی پیوسته یا منفرد بودن آن با عناصر اطرافش است. در همین حال محورهای ارتباطی در شهرها از درجات متفاوتی از اهمیت برخوردارند. هر چه قدر درجه اهمیت یک محور در شهر بیشتر باشد، دسترسی به آن و عناصری که در ارتباط با آن شکل گرفته اند راحت تر خواهد بود و در عین حال از اهمیت و تشخص بیشتری نیز برخوردار می شوند .قرار گیری عناصر در مجاورت هر کدام از این راه ها ی ارتباطی شرایط متفاوتی را ایجاد می کند. محورهای مجاور

یک عنصر ممکن است نتوانند عامل نشانه شدن آن باشند اما قطعا در برجسته ساختن و تقویت آن تاثیر بسزایی خواهند داشت(تمامی ویژگی های بیان شده، به نوعی در تشکیل تصویر ذهنی عناصر شهری در ذهن افراد نقش دارند؛ اما آن چه که از نظر دور مانده، زندگی شهری در شب است. انسان ها برای تعامل با محیط شهری در شب، به تصویر روشن و منسجمی از آن نیاز دارند. برای این که این تصویر ذهنی آن ها در شب، عمق و قدرتی هم تراز با تصویر ذهنی آن ها در روز داشته باشد؛ باید ارکان تشکیل دهندۀ آن به وضوح و شفافیت روز بوده یا جلوه های خاص و متفاوتی سیمایشان در روز را به نمایش بگذارد(حقگویی, رو نمایانی عناصر در شب، به روش هایی همچون «نورپردازی عناصر در شب» یا نقش پذیری آن ها در حیات شبانه ی شهر، به نحوی که موجباب برجسته شدن و نمایانی هرچه بیشتر آنان را فراهم کند؛ از جمله عوامل تاثیرگذار در نشانه شدن آن ها در فضاهای شهری است. ب. دلالت مشترک میان شهروندان:   هم زمان با نیاز به وجود منحصر بفردی و برجستگی برای یک عنصر در بدل شدن به یک نشانه ی شهری، لازم است آن عنصر، معنایی مشترک را برای اکثر ساکنین شهر تداعی کند. هرنشانه به طور مسستقیم به ما به ازای خود(مدلول) متصل نمی شود، بلکه این کار از طریق تفسیرگر صورت می پذیرد. در این میان مهم آن است که نشانه باید به وسیله اغلب تفسیرگران(ساکنان) به طور مشابه ). برای آن که این اتفاق درک شود(صفایی منفرد, بیفتد، (همان طور که در فرایند نشانه شدن یک عنصر ذکر شد)، باید محرک دوم(که می تواند مفهومی ذهنی یا کالبدی عینی باشد) در ذهن اکثر کاربران یکی باشد. از این رو، هر قدر عنصری وجه اجتماعی بیشتری داشته و با طیف گسترده تری از ساکنین سر وکار داشته باشد و بتواند با نسل های مختلف شهروندان ارتباط برقرار کند؛ پتانسیل بیشتری برای انباشت لایه های مختلف خاطرات جمعی که عامل مهمی در شکل بخشی به دلالت مشترک میان شهروندان است- خواهد داشت. تناظر یافتن خاطرات با این عناصر یا فضاهای شهری، سبب معنادار شدن آن ها در ذهن شهروندان  ثبت این عناصر به عنوان نشانه، تصاویر ذهنی ِمی شود. بنابراین نقشه های شناختی ساکنین ترسیم می شود؛ می تواند منبع مناسبی برای بازشناسی نشانه از میان سایر عناصر فرم شهری باشد. وجوه اصلی نشانه متغیرهای مرتبط معیارهای بازشناسی وجوه نشانه ها:

دلالت بر موضوعی غیر از خودش

نمایانی، یامتمایز بودن از بافت اطراف

دلالت مشترک میان کاربران

منحصر به فردی

برجستگی

تعداد تکرار در نقشه های شناختی قدمت تاریخی کاربری تمایز شکلی تمایز اندازه ای تمایز ارتفاعی مصالح بنا رنگ بنا محل استقرار عنصر در بافت نوع محوری که در مجاورت عنصر قرار گرفته است نحوه استقرار عنصر در بافت شهری مشاهده پذیری در شب





موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
,,,
نام :
ايميل:
سايت:
کد تایید:
ارسال نظر به صورت خصوصي به مدیر سایت

ساخت وبلاگ